tragfähig

Aussprache: /ˈtʁaːkˌfɛːɪç/
Worttrennung: trag·fä·hig
صفت

تحمل‌کننده بار، باربر، قابل اتکا، پایدار

Bedeutungen

1

قادر به تحمل یا حمل وزن یا بار قابل توجه؛ محکم و پایدار.

  • Die Brücke muss eine hohe tragfähige Last aushalten können.پل باید بتواند بار قابل تحمل بالایی را تحمل کند.
  • Der Boden ist nicht tragfähig genug für den Bau des Hauses.زمین برای ساخت خانه به اندازه کافی پایدار نیست.
  • Wir brauchen ein tragfähiges Gerüst für die Veranstaltung.ما به یک سازه باربر برای این رویداد نیاز داریم.
2

قابل اتکا، قابل اعتماد، محکم و استوار (به صورت استعاری).

  • Er ist ein tragfähiger Partner in diesem Geschäftsprojekt.او یک شریک قابل اتکا در این پروژه تجاری است.
  • Ihre Argumentation war nicht tragfähig genug, um die Jury zu überzeugen.استدلال او به اندازه کافی محکم نبود تا هیئت داوران را متقاعد کند.
  • Das Unternehmen hat eine tragfähige Finanzierungsstruktur aufgebaut.این شرکت یک ساختار مالی پایدار ایجاد کرده است.