herumtragen
دائم حمل کردن، پخش کردن (خبر)، با خود داشتن (فکر/مسئولیت)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) herumtragen
یک شیء یا کیفی را به طور مداوم یا بدون هدف مشخصی اینطرف و آنطرف بردن و حمل کردن.
- Er trägt seine alte Tasche immer herum.او همیشه کیف کهنهاش را با خود حمل میکند.
- Die Kinder trugen die Spielsachen im Garten herum.بچهها اسباببازیها را در باغ اینطرف و آنطرف میبردند.
2
etwas (Akkusativ) herumtragen
یک خبر، شایعه یا حرفی را میان مردم یا در شهر بازگو کردن و پخش ساختن.
- Man hört, dass er diese Neuigkeiten in der Stadt herumträgt.شنیده میشود که او این اخبار را در شهر پخش میکند.
- Sie trug die Gerüchte über das neue Projekt herum.او شایعات مربوط به پروژه جدید را پخش کرد.
3
etwas (Akkusativ) + mit sich herumtragen
یک فکر، ایده، احساس گناه یا مسئولیت سنگینی را برای مدت طولانی در ذهن یا درون خود حمل کردن.
- Er trägt die Schuld für den Unfall schon lange mit sich herum.او مدتهاست که بار گناه تصادف را با خود حمل میکند.
- Sie trägt eine tiefe Traurigkeit mit sich herum.او اندوه عمیقی را در درون خود حمل میکند.