umhertragen
اینور آنور بردن، پخش کردن (شایعه)، در سر داشتن (فکر/احساس)
Bedeutungen
1
etwas/jemanden (Akkusativ) umhertragen (چیزی/کسی را اینور آنور بردن)
چیزی یا کسی را در دست/آغوش گرفته و در مکانهای مختلف جابهجا کردن.
- Die Mutter trug ihr schlafendes Kind umher.مادر کودک خوابیدهاش را اینور و آنور میبرد.
- Er trug die schwere Kiste umher, um einen geeigneten Platz zu finden.او جعبه سنگین را اینور و آنور میبرد تا جای مناسبی پیدا کند.
2
etwas (Akkusativ) umhertragen (چیزی را پخش کردن)
شایعات، اخبار یا ایدهها را همهجا پخش کردن و میان همه بازگو ساختن.
- Die Nachricht von seinem Erfolg trug er überall umher.او خبر موفقیتش را همهجا پخش میکرد.
- Gerüchte umherzutragen ist keine gute Angewohnheit.پخش کردن شایعات عادت خوبی نیست.
3
etwas (Akkusativ) + in/mit sich umhertragen (چیزی را در درون داشتن/تحمل کردن)
راز، فکر، احساس یا باری را برای مدتی طولانی در ذهن/وجود خود نگه داشتن و تحمل کردن.
- Er trug die Schuld jahrelang mit sich umher.او سالها بار گناه را در درون خود حمل میکرد.
- Sie trug einen tiefen Schmerz in sich umher.او درد عمیقی را در درون خود داشت.