traktieren
بدرفتاری کردن، آزار دادن (با ضرب و شتم)، مزاحمت ایجاد کردن (با چیزی ناخوشایند)
Beispiele
- Der Nachbar ''traktiert'' seine Hunde mit Schlägen.همسایه سگهایش را با ضرب و شتم آزار میدهد.
- Er schlug meine Tante und ''traktierte'' sie mit Ohrfeigen.او خالهام را کتک زد و با سیلی او را آزار داد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با کسی بدرفتاری کردن، آزار دادن، شکنجه کردن
- Die Kinder traktierten den Hund mit Stöcken.بچهها با چوب به سگ آزار میرساندند.
- Er wurde von seinen Peinigern übel traktiert.او توسط آزاردهندگانش به شدت مورد بدرفتاری قرار گرفت.
2
Akkusativ + mit + Dativ
با غذا یا نوشیدنی از کسی پذیرایی کردن (معنای قدیمیتر یا طنزآمیز)
- Sie traktierte ihre Gäste mit köstlichen Speisen.او از مهمانانش با غذاهای لذیذ پذیرایی کرد.
- Er traktierte sich selbst mit einem Glas Wein.او خودش را با یک لیوان شراب مهمان کرد.