فعل
با صدای بلند و سنگین راه رفتن، لگدکوب کردن، پا کوبیدن
معانی و تعاریف trampeln:
- با صدای بلند راه رفتن، پا کوبیدن (اغلب با عصبانیت یا بیملاحظگی)
- لگدمال کردن، زیر پا گذاشتن (چیزی را)
جملات نمونه برای trampeln:
Wer ist denn hier über die Beete ''getrampelt?''
چه کسی اینجا روی باغچهها لگدکوب کرده است؟
Das Publikum ''trampelte'' vor Begeisterung.
حضار از شور و شوق پا میکوبیدند.
Die Kinder trampelten laut durch den Flur.
بچهها با صدای بلند در راهرو راه میرفتند.