trampeln
با صدای بلند و سنگین راه رفتن، لگدکوب کردن، پا کوبیدن
Beispiele
- Wer ist denn hier über die Beete ''getrampelt?چه کسی اینجا روی باغچهها لگدکوب کرده است؟
- Das Publikum ''trampelte'' vor Begeisterung.حضار از شور و شوق پا میکوبیدند.
Bedeutungen
1
(auf + Dativ)
با صدای بلند راه رفتن، پا کوبیدن (اغلب با عصبانیت یا بیملاحظگی)
- Die Kinder trampelten laut durch den Flur.بچهها با صدای بلند در راهرو راه میرفتند.
- Er trampelte wütend mit den Füßen auf den Boden.او با عصبانیت پاهایش را به زمین کوبید.
2
auf + Akkusativ
لگدمال کردن، زیر پا گذاشتن (چیزی را)
- Die Elefanten trampelten die Pflanzen nieder.فیلها گیاهان را لگدمال کردند.
- Man sollte nicht auf Blumen trampeln.نباید گلها را لگدمال کرد.