herumtrampeln

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌtʁampələn/
Worttrennung: her·um·tram·peln
فعل

با پا کوبیدن روی چیزی، لگدمال کردن

Bedeutungen

1 intransitiv / Akkusativ

با پاها به طور مکرر و با شدت روی چیزی کوبیدن یا راه رفتن، اغلب با عصبانیت یا بی‌احتیاطی.

  • Hör auf, auf dem Teppich herumzutrampeln!بس کن، روی فرش با پا نکوب!
  • Die Kinder trampelten voller Freude im Gras herum.بچه‌ها با خوشحالی در چمن می‌رقصیدند و پا می‌کوبیدند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

با بی‌احتیاطی یا عصبانیت در یک مکان با پا کوبیدن و راه رفتن.

  • Er war so wütend, dass er im Zimmer herumtrampelte.او آنقدر عصبانی بود که در اتاق با پا می‌کوبید و راه می‌رفت.
  • Die Menge trampelte ungeduldig auf dem Platz herum.جمعیت بی‌صبرانه در میدان پا می‌کوبیدند.