فعل
هیچهایک کردن، با ماشین دیگران سفر کردن
معانی و تعاریف trampen:
- با اتواستاپ سفر کردن، با درخواست سواری رایگان از رانندگان
جملات نمونه برای trampen:
Als ich kein Geld mehr hatte, bin ich einfach ''getrampt.''
وقتی دیگر پولی نداشتم، به سادگی هیچهایک کردم.
Sie ist durch ganz Europa getrampt.
او با اتواستاپ به تمام اروپا سفر کرده است.
Wir haben beschlossen, zum Festival zu trampen.
ما تصمیم گرفتیم برای جشنواره اتواستاپ کنیم.