schöntrinken

Aussprache: /ˈʃøːntʁɪŋkn̩/
Worttrennung: schöntrin·ken
فعل

با نوشیدن قابل تحمل کردن، خود را با الکل گول زدن

Bedeutungen

1 sich (Dativ) + Akkusativ (sich etwas schön­trinken)

آن‌قدر الکل نوشیدن تا یک وضعیت تلخ، موقعیت ناخوشایند یا فردی نازیبا در نظر زیبا و قابل تحمل به نظر برسد.

  • Er versuchte, sich die schlechte Nachricht schönzutrinken.او سعی کرد خبر بد را با نوشیدن الکل قابل تحمل کند.
  • Nach dem langen Arbeitstag trank sie sich die Müdigkeit schön.پس از روز کاری طولانی، او خستگی‌اش را با نوشیدن الکل از بین برد.
2 sich (Dativ) + Akkusativ (sich etwas schön­trinken)

آن‌قدر نوشیدنی بدطعمی را نوشیدن تا به طعم آن عادت کرده و خوب به نظر برسد.

  • Der Wein schmeckte furchtbar, aber er trank ihn sich schön.شراب مزه وحشتناکی داشت، اما او آنقدر نوشید تا طعمش خوب به نظر برسد.
  • Sie musste sich den billigen Schnaps schöntrinken, um ihn zu ertragen.او مجبور بود ودکای ارزان را آنقدر بنوشد تا بتواند آن را تحمل کند.