transdisziplinär

Aussprache: /tʁansdɪstsɪpliˈnɛːɐ̯/
Worttrennung: trans·dis·zi·pli·när
صفت

فرارشته‌ای، میان‌رشته‌ای

Bedeutungen

1

شامل یا مربوط به چندین رشته علمی یا تخصصی که با هم همکاری می‌کنند تا یک مسئله یا موضوع را از دیدگاه‌های مختلف بررسی کنند.

  • Das Projekt erfordert eine transdisziplinäre Zusammenarbeit von Wissenschaftlern und Praktikern.این پروژه نیازمند همکاری فرارشته‌ای بین دانشمندان و متخصصان عملی است.
  • Die Erforschung des Klimawandels ist ein transdisziplinäres Unterfangen.تحقیق در مورد تغییرات آب و هوایی یک تلاش فرارشته‌ای است.
  • Wir brauchen transdisziplinäre Ansätze, um komplexe gesellschaftliche Probleme zu lösen.ما برای حل مشکلات پیچیده اجتماعی به رویکردهای فرارشته‌ای نیاز داریم.