transkludieren

Aussprache: /tʁanskluˈdiːʁən/
Wortzerlegung: trans·klu·die·ren
فعل

درون‌سازی کردن، گنجاندن (در متن یا مفهوم دیگر)

Beispiele

  • Zwischen den Kontexten werden Materialen ''transkludiert''.مواد بین زمینه‌ها درون‌سازی می‌شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

در علوم کامپیوتر و اطلاعات، به معنای گنجاندن بخشی از یک سند در سند دیگر از طریق ارجاع، به طوری که تغییرات در سند اصلی به طور خودکار در سند ارجاع‌دهنده نیز اعمال شود.

  • Man kann Textbausteine in verschiedenen Dokumenten transkludieren, um Konsistenz zu gewährleisten.می‌توان بلوک‌های متنی را در اسناد مختلف ترانسکلود کرد تا از یکپارچگی اطمینان حاصل شود.
  • Diese Software ermöglicht es, Inhalte aus externen Quellen zu transkludieren.این نرم‌افزار امکان ترانسکلود کردن محتوا از منابع خارجی را فراهم می‌کند.