transkontinental
فراقارهای
Bedeutungen
1
به معنی چیزی که از یک قاره به قاره دیگر امتداد مییابد یا آن را در بر میگیرد. این اصطلاح معمولاً در زمینههای جغرافیایی، حمل و نقل یا ارتباطات به کار میرود.
- Die transkontinentale Eisenbahnlinie verband die Ost- und Westküste.خط راهآهن فراقارهای سواحل شرقی و غربی را به هم متصل میکرد.
- Er plante eine transkontinentale Reise mit dem Auto.او سفری فراقارهای با ماشین را برنامهریزی کرد.
- Die transkontinentale Flugroute ist sehr beliebt.مسیر پروازی فراقارهای بسیار محبوب است.