transliterieren
واجنویسی کردن، آوانویسی کردن
Beispiele
- Hierbei soll zum einen der Text in eine ‚normale‘ Antiquatype ''transliteriert'' und zum anderen - wo notwendig - erläuternd kommentiert und ergänzt werden.در اینجا متن باید هم به یک خط لاتین «عادی» واجنویسی شود و هم - در صورت لزوم - با توضیحات و تکمیل همراه باشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک متن را از یک الفبا به الفبای دیگر تبدیل کردن، به طوری که هر حرف اصلی با یک حرف معادل در الفبای مقصد جایگزین شود.
- Man muss den russischen Namen ins lateinische Alphabet transliterieren.باید نام روسی را به الفبای لاتین نویسهگردانی کرد.
- Die Software kann Texte automatisch transliterieren.این نرمافزار میتواند متون را به صورت خودکار نویسهگردانی کند.