transmutierten
دگرگون کردند، متحول کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
تغییر ماهیت یا ترکیب یک ماده به مادهای دیگر از طریق فرآیندهای شیمیایی، فیزیکی یا هستهای؛ همچنین به معنای دگرگونی عمیق یا تحول کیفی.
- Die Alchemisten versuchten, Blei in Gold zu transmutieren.کیمیاگران تلاش میکردند سرب را به طلا تبدیل کنند.
- Durch Kernreaktionen können bestimmte Elemente in andere transmutiert werden.از طریق واکنشهای هستهای، عناصر خاصی میتوانند به عناصر دیگر تبدیل شوند.