transmutierten

Aussprache: /ˌtʁansmuˈtiːɐ̯tən/
Wortzerlegung: trans·mu·tier·ten
Deklinierte Form

دگرگون کردند، متحول کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ

تغییر ماهیت یا ترکیب یک ماده به ماده‌ای دیگر از طریق فرآیندهای شیمیایی، فیزیکی یا هسته‌ای؛ همچنین به معنای دگرگونی عمیق یا تحول کیفی.

  • Die Alchemisten versuchten, Blei in Gold zu transmutieren.کیمیاگران تلاش می‌کردند سرب را به طلا تبدیل کنند.
  • Durch Kernreaktionen können bestimmte Elemente in andere transmutiert werden.از طریق واکنش‌های هسته‌ای، عناصر خاصی می‌توانند به عناصر دیگر تبدیل شوند.