transportfähig

Aussprache: /tʁansˈpɔʁtˌfɛːɪç/
Worttrennung: trans·port·fä·hig
صفت

قابل حمل، قابل انتقال

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان آن را حمل یا جابجا کرد، به ویژه به صورت ایمن و مؤثر.

  • Die Ware muss in einer transportfähigen Verpackung verschickt werden.کالا باید در بسته‌بندی قابل حمل ارسال شود.
  • Ist dieser Kühlschrank leicht genug, um ihn transportfähig zu machen?آیا این یخچال به اندازه کافی سبک است که بتوان آن را قابل حمل کرد؟
  • Die Möbel sind zerlegbar und somit gut transportfähig.مبلمان قابل جدا شدن هستند و بنابراین به خوبی قابل حمل می‌باشند.
2

در مورد بیماران یا افراد نیازمند مراقبت که وضعیتشان به گونه‌ای است که می‌توانند جابجا شوند.

  • Der Patient ist stabil genug, um transportfähig zu sein.وضعیت بیمار به اندازه کافی پایدار است که بتوان او را جابجا کرد.
  • Nur transportfähige Patienten werden in die nächste Klinik verlegt.تنها بیماران قابل انتقال به کلینیک بعدی منتقل می‌شوند.
  • Die Rettungskräfte prüften, ob die verletzte Person transportfähig war.نیروهای امدادی بررسی کردند که آیا فرد مجروح قابل انتقال بود یا خیر.