transsumieren
کپی کردن، رونوشت کردن، اقتباس کردن
Beispiele
- Die Dekane des Domes, der Apostel- und der Andreas - Kirche zu Köln ''transsumieren'' die Urkunde des Papstes Honorius III. von 1216, Dezember 8.اسقفهای کلیسای جامع، کلیسای حواریون و کلیسای آندریاس در کلن، سند پاپ هونوریوس سوم مورخ ۸ دسامبر ۱۲۱۶ را کپی میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از یک سند یا متن رونوشت گرفتن، آن را خلاصه کردن یا نسخهبرداری کردن (کاربرد تخصصی، اغلب حقوقی یا تاریخی).
- Der Notar musste das wichtige Dokument transsumieren.دفتردار اسناد رسمی مجبور بود از سند مهم رونوشت بگیرد.
- In alten Zeiten wurden Manuskripte oft von Hand transsumiert.در دوران قدیم، دستنوشتهها اغلب به صورت دستی نسخهبرداری میشدند.