antreten

Aussprache: /ˈantʁeːtn̩/
Wortzerlegung: an·tre·ten
فعل

شروع کردن، تصدی کردن، به مصاف کسی رفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

(کاری را) شروع کردن، آغاز کردن (مثلاً یک شغل، سفر، دوره)

  • Er tritt morgen seine neue Stelle an.او فردا شغل جدیدش را شروع می‌کند.
  • Sie ist eine lange Reise angetreten.او یک سفر طولانی را آغاز کرده است.
2 zu + Dativ / gegen + Akkusativ

(در مسابقه، امتحان) شرکت کردن، حاضر شدن

  • Er tritt zum Marathon an.او در ماراتن شرکت می‌کند.
  • Die Mannschaft tritt gegen den Meister an.تیم مقابل قهرمان به میدان می‌رود.
3 (intransitiv)

به صف شدن، حاضر شدن (برای انجام کاری)

  • Alle Schüler müssen um 8 Uhr antreten.همه دانش‌آموزان باید ساعت ۸ حاضر شوند/به صف شوند.
  • Die Soldaten traten zum Appell an.سربازان برای رژه به صف شدند.