antreten
شروع کردن، تصدی کردن، به مصاف کسی رفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(کاری را) شروع کردن، آغاز کردن (مثلاً یک شغل، سفر، دوره)
- Er tritt morgen seine neue Stelle an.او فردا شغل جدیدش را شروع میکند.
- Sie ist eine lange Reise angetreten.او یک سفر طولانی را آغاز کرده است.
2
zu + Dativ / gegen + Akkusativ
(در مسابقه، امتحان) شرکت کردن، حاضر شدن
- Er tritt zum Marathon an.او در ماراتن شرکت میکند.
- Die Mannschaft tritt gegen den Meister an.تیم مقابل قهرمان به میدان میرود.
3
(intransitiv)
به صف شدن، حاضر شدن (برای انجام کاری)
- Alle Schüler müssen um 8 Uhr antreten.همه دانشآموزان باید ساعت ۸ حاضر شوند/به صف شوند.
- Die Soldaten traten zum Appell an.سربازان برای رژه به صف شدند.