فعل
کوهپیمایی کردن، پیادهروی طولانی کردن، کشیدن (به ویژه در اصطلاحات عامیانه)
معانی و تعاریف trecken:
- انجام یک سفر طولانی و اغلب با زحمت، معمولاً پیاده یا با وسایل نقلیه ساده
جملات نمونه برای trecken:
„»Denn ''treck'' nich so 'n Muul!«“ (dann (ver)zieh deinen Mund nicht so)
«پس اینقدر دهانت را کج و کوله نکن!» (یعنی: اینقدر قیافه نگیر!)
Die Pioniere treckten mit ihren Wagen nach Westen.
پیشگامان با گاریهای خود به سمت غرب سفر کردند.
Wir treckten durch die Wüste, um Wasser zu finden.
ما برای یافتن آب از صحرا عبور کردیم.