فعل
ملاقات کردن، دیدار کردن، برخورد کردن
معانی و تعاریف treffen:
- ملاقات کردن، دیدن کسی یا چیزی
- هدف قرار دادن، اصابت کردن به چیزی
- تصمیم گرفتن (معمولاً با یک اسم مانند Entscheidung)
جملات نمونه برای treffen:
Sie am Wochenende zu ''treffen'' ist schwierig.
ملاقات کردن با او در آخر هفته دشوار است.
„Auf Social Media ''trifft'' man auf jedem Kanal, jeden Tag und zu gefühlt jedem Thema Trolle.“
«در رسانههای اجتماعی، هر روز و در هر کانال و تقریباً درباره هر موضوعی با ترولها مواجه میشوید.»
Ich treffe meine Freunde am Wochenende.
من دوستانم را آخر هفته ملاقات میکنم.