antrenzen
آلوده کردن (با مایعات)، با التماس خواستن
Bedeutungen
1
haben + Akkusativ (چیزی/کسی)
آلوده کردن یا خیس کردن چیزی با مایعات، به ویژه با پاشیدن یا ریختن.
- Pass auf, dass du dich nicht mit der Soße anrennst!مواظب باش خودت را با سس آلوده نکنی!
- Der Regen hat die Straße stark angetrenzt.باران جاده را به شدت خیس کرده بود.
2
haben + Akkusativ (کسی) + nach + Dativ (چیزی)
با اصرار و التماس زیاد چیزی را از کسی خواستن (شبیه به anbenzen).
- Sie trenzte ihre Eltern die ganze Zeit nach einem neuen Fahrrad an.او تمام مدت از والدینش دوچرخه جدیدی را با التماس میخواست.
- Der Hund trenzt seinen Besitzer nach Futter an.سگ با اصرار از صاحبش غذا میخواهد.