trepanieren
جمجمه را سوراخ کردن (جراحی)، عصبکشی دندان
Beispiele
- Der Verf, glaubt, dass es sehr schwer halten würde, die Stirnhöhle zu ''trepanieren;'' ich kann ihn aber dagegen versichern, dass es sowohl beym Lebenden als beym Cadaver thunlich seye.“ (1799)نویسنده معتقد است که سوراخ کردن سینوس پیشانی بسیار دشوار خواهد بود؛ اما من میتوانم در مقابل به او اطمینان دهم که هم در فرد زنده و هم در جسد امکانپذیر است.» (1799)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ترپان کردن، سوراخ کردن جمجمه (عمل جراحی)
- Der Chirurg musste den Schädel trepanieren.جراح مجبور شد جمجمه را ترپان کند.
- In der Antike wurde oft trepaniert, um böse Geister zu vertreiben.در دوران باستان اغلب برای بیرون راندن ارواح خبیث ترپان میکردند.