nachtreten

Aussprache: /ˈnaːxˌtreːtən/
Worttrennung: nachtre·ten
فعل

به کسی که زمین خورده یا ضعیف شده لگد زدن (فیزیکی یا کلامی)، ناجوانمردانه حمله کردن

Bedeutungen

1 Dativ (شخص) + nachtreten

پس از افتادن یا زمین خوردن کسی، به او لگد زدن (معنای فیزیکی و اغلب منفی).

  • Es ist unmoralisch, einem gefallenen Gegner nachzutreten.به حریف افتاده لگد زدن غیراخلاقی است.
  • Der Spieler trat dem am Boden liegenden Mitspieler nach.بازیکن به هم‌تیمی که روی زمین افتاده بود، لگد زد.
2 gegen + Akkusativ (شخص) یا intransitiv

پس از شکست، استعفا یا خروج کسی، او را مورد انتقاد قرار دادن یا شماتت کردن (معنای مجازی).

  • Nachdem er entlassen wurde, trat er gegen seinen ehemaligen Chef nach.پس از اخراج شدن، او علیه رئیس سابق خود بدگویی کرد.
  • Es ist unfair, dem Verlierer jetzt noch nachzutreten.ناجوانمردانه است که حالا به بازنده حمله کنی.