umtreten
به زمین انداختن (با پا)، تغییر عقیده دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با لگد چیزی را انداختن/سرنگون کردن
- Der Junge hat den Eimer umgetreten.پسر سطل را با لگد انداخت.
- Aus Wut hat er den Stuhl umgetreten.او از عصبانیت صندلی را با لگد سرنگون کرد.