zurücktreten
عقب رفتن، استعفا دادن، کنارهگیری کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
کمی به عقب رفتن یا عقبنشینی کردن از یک موقعیت یا جایگاه.
- Der Soldat trat einen Schritt zurück.سرباز یک قدم به عقب رفت.
- Die Menge trat vor dem Feuer zurück.جمعیت از آتش فاصله گرفتند.
2
von etwas (Dativ) zurücktreten
از یک مقام رسمی، سمت شغلی یا مسئولیت کنارهگیری کردن؛ استعفا دادن.
- Der Minister ist von seinem Amt zurückgetreten.وزیر از سمت خود استعفا داد.
- Er trat von seiner Kandidatur zurück.او از نامزدی خود کنارهگیری کرد.