hervortreten

Aussprache: /hɛɐ̯ˈfɔʁˌtʁeːtn̩/
Worttrennung: her·vor·tre·ten
فعل

بیرون آمدن، ظاهر شدن، جلو آمدن

Bedeutungen

1 aus + Dativ (aus etwas hervortreten)

از جایی بیرون آمدن، ظاهر شدن، به خصوص از پشت چیزی، از میان جمع یا از یک مکان پنهان.

  • Der Schauspieler trat auf die Bühne hervor.بازیگر از صحنه بیرون آمد.
  • Plötzlich trat eine Gestalt aus dem Schatten hervor.ناگهان پیکری از سایه بیرون آمد.
2 ohne Präposition

به صورت برجسته، مشخص یا قابل توجه ظاهر شدن؛ جلب توجه کردن (معمولاً در مورد ویژگی‌ها، مشکلات، یا افراد).

  • Seine Talente traten schon früh hervor.استعدادهای او از همان ابتدا آشکار شد.
  • Die Probleme des Systems traten deutlich hervor.مشکلات سیستم به وضوح نمایان شد.