فعل
آب دهان جاری شدن، تف کردن
معانی و تعاریف trielen:
- به آرامی و قطره قطره جاری شدن، چکه کردن (اغلب در گویشهای محلی)
جملات نمونه برای trielen:
Der Kleine kriegt bestimmt wieder einen Zahn, weil er andauernd so ''trielt.''
کوچولو حتماً دوباره دارد دندان در میآورد، چون مدام آب دهانش جاری است.
Der Saft trielte langsam aus der Wunde des Baumes.
شیره به آرامی از زخم درخت چکه میکرد.
Nach dem Regen trielte das Wasser noch lange von den Blättern.
بعد از باران، آب هنوز مدتها از برگها چکه میکرد.