triezen
آزار دادن، اذیت کردن، شکنجه دادن
Beispiele
- Er wurde so lange ''getriezt,'' bis er ging.او آنقدر 'اذیت' شد تا رفت.
- Ein Eiskunstlauftrainer, ein erfolgreicher zudem, habe seine Schülerinnen und Schüler ''getriezt,'' verprügelt, in Wort und Tat sexuell belästigt.یک مربی اسکیت روی یخ، که اتفاقاً موفق هم بود، شاگردانش را 'آزار' میداد، کتک میزد و به صورت کلامی و عملی مورد آزار جنسی قرار میداد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
اذیت کردن، آزار دادن، سر به سر گذاشتن (محاوره)
- Die Kinder triezen sich gegenseitig.بچهها همدیگر را اذیت میکنند.
- Hör auf, mich zu triezen!دست از اذیت کردن من بردار!