فعل
تکانه ایجاد کردن، تحریک کردن، راهاندازی کردن، ترایگر کردن
معانی و تعاریف triggern:
- تحریک کردن، فعال کردن، باعث شدن (به عنوان یک محرک)
- (روانشناسی) باعث واکنش شدید شدن، ضربه روحی را فعال کردن
جملات نمونه برای triggern:
Der Schütze ''triggerte'' das Gewehr.
تیرانداز تفنگ را چکاند (ماشه را کشید).
„Unter ''Triggern'' (trigger, engl.: Auslöser) versteht man das Anstoßen einer Schaltung durch einen Impuls bzw. eine Impulsfolge.“
«منظور از تریگر کردن (برگرفته از واژه انگلیسی trigger به معنای محرک)، به جریان انداختن یک مدار توسط یک پالس یا دنبالهای از پالسها است.»
Bestimmte Gerüche können alte Erinnerungen triggern.
بوهای خاصی میتوانند خاطرات قدیمی را تحریک کنند.