trinken
نوشیدن
Beispiele
- Ich ''trinke'' ein Glas Wasser.من یک لیوان آب مینوشم.
- Gestern habe ich zu viel ''getrunken.دیروز خیلی نوشیدم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایعات را از طریق دهان وارد بدن کردن
- Ich trinke Wasser.من آب مینوشم.
- Möchtest du etwas trinken?آیا میخواهی چیزی بنوشی؟
2
(بدون مفعول)
نوشیدنیهای الکلی مصرف کردن
- Er trinkt gerne Bier.او دوست دارد آبجو بنوشد.
- Sie hat zu viel getrunken.او بیش از حد نوشیده است.