trippeln

Aussprache: /ˈtrɪpl̩n/
Wortzerlegung: trip·peln
فعل

ریزریز و تند تند قدم برداشتن، لی‌لی کردن

Beispiele

  • In ihrem engen Rock konnte sie nur ''trippeln.او در دامن تنگش فقط می‌توانست ریزریز و کوتاه قدم بردارد.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

با قدم‌های کوتاه و سریع راه رفتن، ریزه راه رفتن (اغلب برای کودکان یا حیوانات کوچک).

  • Das kleine Kind trippelte aufgeregt zur Tür.کودک کوچک با هیجان به سمت در ریزه راه می‌رفت.
  • Die Maus trippelte schnell über den Boden.موش به سرعت روی زمین ریزه راه می‌رفت.