trippeln
ریزریز و تند تند قدم برداشتن، لیلی کردن
Beispiele
- In ihrem engen Rock konnte sie nur ''trippeln.او در دامن تنگش فقط میتوانست ریزریز و کوتاه قدم بردارد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
با قدمهای کوتاه و سریع راه رفتن، ریزه راه رفتن (اغلب برای کودکان یا حیوانات کوچک).
- Das kleine Kind trippelte aufgeregt zur Tür.کودک کوچک با هیجان به سمت در ریزه راه میرفت.
- Die Maus trippelte schnell über den Boden.موش به سرعت روی زمین ریزه راه میرفت.