trippen

Aussprache: /ˈtrɪpn̩/
Wortzerlegung: trip·pen
فعل

با قدم‌های کوتاه و تند راه رفتن، (عامیانه) تحت تاثیر مواد مخدر بودن

Beispiele

  • Ich saß da und ''trippte'' auf LSD, als ein großer Schatten auf mich fiel: Lemmy.من آنجا نشسته بودم و تحت تاثیر LSD بودم که سایه بزرگی روی من افتاد: لِمی.

Bedeutungen

1 intransitiv

لنگیدن، تلوتلو خوردن، با قدم‌های کوتاه و نامطمئن راه رفتن (معمولاً به دلیل ضعف، خستگی یا تأثیر خفیف چیزی)

  • Sie trippte leicht über den Teppich und wäre fast gestürzt.او کمی روی فرش تلوتلو خورد و نزدیک بود بیفتد.
  • Der kleine Vogel trippte über den Rasen, auf der Suche nach Futter.پرنده کوچک روی چمن با قدم‌های کوتاه راه می‌رفت و به دنبال غذا بود.
2 intransitiv

توهم زدن، تحت تأثیر مواد مخدر قرار گرفتن و توهم دیدن (اصطلاح عامیانه)

  • Nach der Party hat er die ganze Nacht getrippt und seltsame Dinge gesehen.بعد از مهمانی او تمام شب توهم می‌زد و چیزهای عجیب می‌دید.
  • Manche Leute trippen gerne auf Pilzen, um ihre Wahrnehmung zu verändern.بعضی از مردم دوست دارند با قارچ توهم بزنند تا ادراک خود را تغییر دهند.