austreten

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌtreːtn̩/
Wortzerlegung: aus·tre·ten
فعل

خارج شدن، بیرون آمدن، نشت کردن؛ کناره‌گیری کردن، استعفا دادن

Bedeutungen

1 aus + Dativ

از جایی خارج شدن، بیرون رفتن

  • Er trat aus dem Zimmer, um zu telefonieren.او از اتاق خارج شد تا تلفن کند.
  • Bitte treten Sie nicht auf den Rasen aus.لطفاً روی چمن پا نگذارید (از مسیر خارج نشوید).
2 aus + Dativ

از یک سازمان، حزب یا گروهی کناره‌گیری کردن یا استعفا دادن

  • Sie ist aus der Partei ausgetreten.او از حزب استعفا داد.
  • Viele Mitglieder sind aus dem Verein ausgetreten.بسیاری از اعضا از باشگاه خارج شدند.
3 kein Objekt

(محترمانه) ادرار کردن

  • Der Hund muss mal austreten.سگ باید ادرار کند.
  • Entschuldigen Sie, ich muss kurz austreten.ببخشید، من باید برای لحظه‌ای ادرار کنم.