austreten
خارج شدن، بیرون آمدن، نشت کردن؛ کنارهگیری کردن، استعفا دادن
Bedeutungen
1
aus + Dativ
از جایی خارج شدن، بیرون رفتن
- Er trat aus dem Zimmer, um zu telefonieren.او از اتاق خارج شد تا تلفن کند.
- Bitte treten Sie nicht auf den Rasen aus.لطفاً روی چمن پا نگذارید (از مسیر خارج نشوید).
2
aus + Dativ
از یک سازمان، حزب یا گروهی کنارهگیری کردن یا استعفا دادن
- Sie ist aus der Partei ausgetreten.او از حزب استعفا داد.
- Viele Mitglieder sind aus dem Verein ausgetreten.بسیاری از اعضا از باشگاه خارج شدند.
3
kein Objekt
(محترمانه) ادرار کردن
- Der Hund muss mal austreten.سگ باید ادرار کند.
- Entschuldigen Sie, ich muss kurz austreten.ببخشید، من باید برای لحظهای ادرار کنم.