zutreten

Aussprache: /ˈtsuːˌtreːtn̩/
Wortzerlegung: zu·tre·ten
فعل

با پا زدن، لگد زدن؛ نزدیک شدن، تماس گرفتن

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ / Dativ

با پا به چیزی یا کسی ضربه زدن، لگد زدن، پا گذاشتن روی چیزی

  • Er hat dem Ball fest zugetreten.او محکم به توپ لگد زد.
  • Tritt nicht auf die Blumen!روی گل‌ها پا نگذار!
2 Dativ

به یک حزب، گروه یا سازمان پیوستن

  • Sie ist der Partei vor einem Jahr zugetreten.او یک سال پیش به حزب پیوست.
  • Möchten Sie unserem Verein zutreten?آیا مایلید به باشگاه ما بپیوندید؟