triumphieren
پیروز شدن، جشن پیروزی گرفتن
Beispiele
- Wir wollen David ''triumphieren'' sehen, nicht Goliath.ما میخواهیم دیوید پیروز شود، نه جالوت.
Bedeutungen
1
über + Akkusativ / intransitiv
پیروزی بزرگی به دست آوردن و آن را جشن گرفتن
- Die Mannschaft triumphierte über ihren Gegner mit einem klaren Sieg.تیم با یک پیروزی قاطع بر حریف خود غلبه کرد.
- Nach langer Arbeit konnte er endlich triumphieren.پس از کار طولانی، او سرانجام توانست پیروز شود.
2
intransitiv
با غرور و شادی فراوان پیروزی خود را نشان دادن، فخر فروختن
- Der Sieger triumphierte mit erhobenen Armen vor dem Publikum.برنده با دستان برافراشته در مقابل تماشاگران فخر فروخت.
- Man sollte nicht über die Niederlage anderer triumphieren.نباید بر شکست دیگران فخر فروخت.