trostbedürftig
نیازمند دلجویی، محتاج تسلی
Bedeutungen
1
کسی که به دلیل غم، اندوه یا ناراحتی، نیاز به دلجویی، تسلی و حمایت عاطفی دارد.
- Nach dem Verlust seines Haustieres war er sehr trostbedürftig.پس از از دست دادن حیوان خانگیاش، او بسیار نیازمند دلجویی بود.
- Die Kinder waren trostbedürftig und brauchten die Umarmung ihrer Mutter.بچهها محتاج تسلی بودند و به آغوش مادرشان نیاز داشتند.
- Sie fühlte sich einsam und trostbedürftig.او احساس تنهایی و نیاز به دلجویی میکرد.