entlangtrotten
آهسته و بیحال راه رفتن در امتداد
Bedeutungen
1
entlang + Dativ/Akkusativ
به آرامی و با خستگی در امتداد چیزی راه رفتن، کشان کشان رفتن.
- Nach der langen Wanderung trotteten wir den Feldweg entlang nach Hause.پس از پیادهروی طولانی، ما آهسته در امتداد جاده خاکی به خانه رفتیم.
- Er trottete lustlos am Strand entlang.او بیحال در امتداد ساحل قدم میزد.