abtrotzen
به زور گرفتن، به سختی به دست آوردن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)
چیزی را با تلاش زیاد، اصرار یا مقاومت از کسی به دست آوردن یا به زور گرفتن.
- Er hat seiner Mutter das Auto abgetrotzt.او به سختی ماشین را از مادرش گرفت.
- Sie trotzte ihrem Chef eine Gehaltserhöhung ab.او با اصرار، افزایش حقوقی را از رئیسش گرفت.