hinaustragen
به بیرون حمل کردن، فاش کردن، پخش کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + in/auf + Akkusativ (in die Tonne / auf den Balkon hinaustragen)
چیزی (مانند زباله، وسایل کهنه) را از داخل یک ساختمان یا اتاق به فضای بیرونی حمل کردن.
- Ich muss den Müll noch hinaus_tragen.من باید هنوز زبالهها را بیرون ببرم.
- Kannst du bitte die alten Zeitungen in den Keller hinaus_tragen?میتوانی لطفاً روزنامههای قدیمی را به زیرزمین بیرون ببری؟
2
etwas (Akkusativ) hinaustragen
اخبار، اسرار، شایعات یا اطلاعات داخلی را از محیط بسته یا گروهی خاص به بیرون فاش ساختن و پخش کردن.
- Es ist nicht gut, interne Probleme nach außen zu tragen.خارج کردن مشکلات داخلی به بیرون کار خوبی نیست.
- Er hat die geheime Information einfach hinausgetragen.او به سادگی اطلاعات محرمانه را فاش کرد.