mittragen
حمل مشترک، پذیرش (مسئولیت/تصمیم)، سهیم شدن در هزینه
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) mittragen
بار یا شیء سنگینی را مشترکاً با اشخاص دیگر حمل کردن.
- Wir müssen den schweren Schrank zusammen mittragen.ما باید کمد سنگین را با هم حمل کنیم.
- Er half ihr, die Koffer die Treppe hinunter mittragen.او به او کمک کرد تا چمدانها را از پلهها پایین بیاورد.
2
etwas (Entscheidung/Verantwortung) (Akkusativ) mittragen
تصمیم، مسئولیت، خطمشی یا پیامدهای کاری را پذیرفتن و از آن پشتیبانی کردن.
- Alle Teammitglieder müssen die getroffene Entscheidung mittragen.همه اعضای تیم باید تصمیم اتخاذ شده را بپذیرند.
- Er konnte die Verantwortung für den Fehler nicht allein mittragen.او نمیتوانست به تنهایی مسئولیت اشتباه را بپذیرد.
3
Kosten/Risiko (Akkusativ) mittragen
در پرداخت هزینهها یا مخارج مالی پروژهای سهیم بودن و کمک کردن.
- Die Sponsoren tragen die Kosten des Projekts mit.حامیان مالی هزینههای پروژه را تقبل میکنند.
- Wir müssen das finanzielle Risiko gemeinsam mittragen.ما باید ریسک مالی را مشترکاً بپذیریم.