auftragen

Aussprache: /ˈaʊ̯ftraːɡn̩/
Worttrennung: auf·tra·gen
فعل

مالیدن، سرو کردن، محول کردن، کهنه کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + auf + Akkusativ

ماده‌ای مانند کرم، پماد، رنگ یا آرایش را روی سطحی پخش کردن و مالیدن.

  • Sie trägt jeden Morgen eine Feuchtigkeitscreme auf.او هر روز صبح یک کرم مرطوب کننده می‌زند.
  • Der Künstler trug die Farbe mit einem Pinsel auf.هنرمند رنگ را با قلم‌مو روی بوم کشید.
2 Akkusativ + (jemandem Dativ)

غذا یا پرس‌های مختلف خوراکی را سر میز آوردن و سرو کردن.

  • Der Kellner trug das Essen für alle Gäste auf.پیشخدمت غذا را برای همه مهمانان سرو کرد.
  • Kannst du mir bitte noch einen Nachtisch auftragen?می‌توانی لطفاً یک دسر دیگر برایم بیاوری؟
3 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)

دستور، وظیفه یا مأموریتی را به کسی محول کردن و سپرده ساختن.

  • Der General trug seinen Soldaten einen gefährlichen Auftrag auf.ژنرال مأموریتی خطرناک را به سربازانش محول کرد.
  • Ihm wurde aufgetragen, das Projekt zu leiten.به او دستور داده شد که پروژه را رهبری کند.
4 Akkusativ (jemanden / etwas auftragen)

لباس یا کفشی را تا کهنه و فرسوده شدن کامل پوشیدن (معمولاً لباس برادر/خواهر بزرگتر).

  • Er musste die alten Kleider seines Bruders auftragen.او مجبور بود لباس‌های کهنه برادرش را بپوشد.
  • Diese Schuhe sind schon ganz aufgetragen.این کفش‌ها کاملاً کهنه شده‌اند.
5 intransitiv (بدون مفعول)

لباس یا پارچه‌ای که کسی را چاق‌تر یا برجسته‌تر نشان می‌دهد (غیرشخصی/انتزاعی).

  • Der Rock trägt bei der breiten Frau sehr auf.دامن به زن چاق خیلی می‌آید و او را چاق‌تر نشان می‌دهد.
  • Diese Musterung trägt stark auf.این طرح پارچه خیلی برجسته است و فرد را چاق‌تر نشان می‌دهد.