forttragen
با خود بردن و دور کردن، از بین بردن (غم/مشکلات)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) forttragen
چیزی را (توسط باد، آب یا انسان) با حمل کردن از جایی برداشتن و به دورها بردن.
- Der Wind trug die Blätter vom Baum fort.باد برگها را از روی درخت دور برد.
- Die Helfer trugen die zerstörten Möbel aus dem Haus fort.کمککنندگان اثاثیه تخریب شده را از خانه بیرون بردند.
2
etwas (Akkusativ) forttragen
احساسات منفی، رنج، درد یا نگرانیها را به مرور زمان محو و برطرف کردن (مجازی).
- Die Zeit trägt alle Sorgen fort.زمان همه غمها را از بین میبرد.
- Mit jedem Tag trug er ein Stück seiner Trauer fort.او با هر روز، بخشی از اندوه خود را از بین میبرد.