trumpfen

Aussprache: /ˈtʁʊmpfn̩/
Wortzerlegung: trump·fen
فعل

برگ برنده داشتن، برتری یافتن، پیروز شدن (در بازی یا رقابت)

Beispiele

  • Beim Grand ''trumpfen'' nur die Buben.در بازی گراند فقط سربازها برگ برنده هستند.
  • Unser Angebot war nicht schlecht, aber die Belgier ''trumpften'' mal wieder beim Preis. Da konnten wir einfach nicht mithalten.پیشنهاد ما بد نبود، اما بلژیکی‌ها دوباره در قیمت برتری یافتند. ما به سادگی نمی‌توانستیم رقابت کنیم.

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

در بازی ورق، با ورق برنده بازی کردن و پیروز شدن

  • Er trumpfte mit dem Pik-Ass und gewann die Runde.او با آس پیک برنده شد و دور را برد.
  • Du musst jetzt trumpfen, sonst verlieren wir das Spiel.تو باید الان ورق برنده بازی کنی، وگرنه بازی را می‌بازیم.
2 mit etwas (Dativ) trumpfen

(مجازی) با چیزی برتری خود را نشان دادن، پیروز شدن یا موفق بودن به واسطه چیزی

  • Das Unternehmen trumpft mit innovativen Technologien.این شرکت با فناوری‌های نوآورانه برتری خود را نشان می‌دهد.
  • Sie trumpfte mit ihrem Fachwissen in der Diskussion.او در بحث با دانش تخصصی خود برتری یافت.