auftrumpfen
خودنمایی کردن، خود را برتر نشان دادن، با قدرت وارد شدن، حکم بازی کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
در بازی ورق، ورق برنده بازی کردن یا حکم بازی کردن.
- Mit diesem Trumpf konnte er die Runde gewinnen.او توانست با این ورق برنده، دور بازی را ببرد.
- Sie hat im letzten Moment aufgetrumpft und das Spiel für sich entschieden.او در لحظه آخر حکم بازی کرد و بازی را به نفع خود تمام کرد.
2
intransitiv (oft mit 'mit + Dativ')
به صورت مجازی، خودنمایی کردن، فخر فروختن، با قدرت یا برتری ظاهر شدن، خود را به رخ کشیدن.
- Er trat auf der Bühne auf und begann, mit seiner Stimme aufzutrumpfen.او روی صحنه ظاهر شد و شروع به خودنمایی با صدایش کرد.
- Die neue Firma versucht, mit innovativen Produkten auf dem Markt aufzutrumpfen.شرکت جدید تلاش میکند با محصولات نوآورانه در بازار خود را برتر نشان دهد.