trumpfen

Aussprache: /ˈtʁʊmpfn̩/
Worttrennung: trump·fen
فعل

برگ برنده داشتن، برتری یافتن، پیروز شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در بازی ورق، با استفاده از برگ برنده (کارت ترامپ) بازی را بردن و پیروز شدن.

  • Er hat mit dem Ass die letzte Runde getrumpft.او با آس آخرین دور را برد.
  • Sie hofft, mit ihrem Pik-König zu trumpfen.او امیدوار است با شاه پیک خود برنده شود.
2 mit etwas (Dativ) trumpfen

(مجازی) با چیزی برتری خود را نشان دادن، پیروز شدن یا موفق بودن به واسطه چیزی.

  • Die neue Technologie trumpft die alten Methoden.فناوری جدید بر روش‌های قدیمی برتری دارد.
  • Mit seiner Erfahrung konnte er die Konkurrenz ausstechen und trumpfen.او توانست با تجربه خود بر رقبا غلبه کند و پیروز شود.