trutzen

Aussprache: /ˈtʁʊtsn̩/
Wortzerlegung: trut·zen
فعل

مقاومت کردن، سرپیچی کردن، سرکشی کردن

Beispiele

  • Mit Streichen im Duzend einander sie ''trutzen,'' Keiner der letzte will seyn.“ (1834)آنها با ده‌ها ضربه به یکدیگر مقاومت می‌کنند، هیچ‌کس نمی‌خواهد آخرین نفر باشد.

Bedeutungen

1 jemandem/etwas (Dativ)

در برابر کسی یا چیزی مقاومت کردن، سرپیچی کردن یا لجبازی کردن

  • Das Kind trotzt seinen Eltern.کودک از والدینش سرپیچی می‌کند.
  • Die Burg trotzt dem Sturm.قلعه در برابر طوفان مقاومت می‌کند.