tschechern
شرابخواری کردن، پیک نیک و نوشیدن الکل (بهویژه در اتریش)
Beispiele
- Norbert Walter ''tschechert'' den Wein nicht nur, er keltert ihn auch.نوربرت والتر نه تنها شراب را مینوشد، بلکه خودش هم آن را تولید میکند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
به مقدار زیاد نوشیدن، عرقخوری کردن، مست کردن (عاميانه)
- Er hat die ganze Nacht getschechert.او تمام شب عرقخوری کرد.
- Wir tschechern heute Abend ein paar Bier.ما امشب چند آبجو مینوشیم.