tschentschen
ناله کردن، غرغر کردن، نق زدن
Bedeutungen
1
ohne Akkusativ/Dativ
به آرامی و با صدای کم صحبت کردن، معمولاً در مورد دیگران یا مسائل خصوصی (محاوره، منطقهای)
- Die Frauen saßen im Café und tschentschten über die Nachbarn.زنها در کافه نشسته بودند و درباره همسایهها پچپچ میکردند.
- Hör auf zu tschentschen und sag, was los ist!دست از پچپچ بردار و بگو چه خبر است!