tuchen
پارچهای، از جنس پارچه
Beispiele
- Ein ''tuchenes'' Kleid aus wollenem Tuche.یک لباس پارچهای از جنس پشم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با پارچه پوشاندن یا روکش کردن (کاربرد بسیار نادر و قدیمی)
- Sie tuchte den Tisch mit einem feinen Leinentuch.او میز را با یک پارچه کتان ظریف پوشاند.
- Die Möbel wurden vor dem Umzug getucht.مبلمان قبل از اسبابکشی با پارچه پوشانده شدند.