genugtun
رضایت دادن، برآورده ساختن (انتظار یا نیاز)
Bedeutungen
1
Dativ
خواستهها، انتظارات یا الزامات قانونی و اخلاقی را برآورده ساختن و ارضا نمودن
- Er wollte allen Anforderungen genugtun.او میخواست همه انتظارات را برآورده کند.
- Damit ist dem Gesetz genuggetan.با این کار الزام قانون برآورده شده است.